سلام!
استاد بودن کار سختیست. میدانم. دیده ام، درک میکنم و طبق عادتم همیشه خود را سرجای دیگران میگذارم تا درکشان کنم. درس دادن به دانشجوها کار سختیست. اینکه مدام شیطنت کنند، اینکه هرکس از هر گوشه ی کلاس تیکه ی به نظر خودش، یا بقیه، بامزه ای بیندازد و سعی کنی نخندی تا پرو نشوند سخت است. درس دادن به دانشجوهای کنجکاوی که مدام سوال میپرسند یا دانشجوهایی که منتظرند اشتباهی بجای سطح جلویی بگویی سطح پشتی تا از تو ایراد بگیرند سخت است درس دادن در کلاسی که 70 جفت چشم به تو دوخته شده خیلی سخت است.
قبول دارم، هر استادی روشی برای خودش دارد. بعضی استاد ها سوالات امتحان را لو میدهند، بعضی ها خیلی خوب درس میدهند، بعضی ها هر جلسه امتحان میگیرند و بعضی ها برایشان مهم نیست اصلا.
اما دانشجو بودن هم سخت است. حجم عظیمی از درس ها را داشته باشی و هر استاد یک روش مختلف داشته باشد. مثلا برای یک درس، چهار یا پنج استاد باشد و هرکدام با روش مختلفی درس دهد. تو باید یک مبحث را از روی وویس جزوه بنویسی، مبحث بعدی را از روی جزوه ی استاد بخوانی، مبحث بعدی را از جزوه های سال بالایی ها بخوانی و...
استاد درسش را میدهد و میرود. کسی نمیپرسد خوب درس دادی یا نه. کسی بخاطر کمیت و کیفیت درس دادنش مواخذه اش نمیکند. استاد است دیگر، دلش بخواهد به تو نمره میدهد نخواهد هم نه. دلش بخواهد سوالاتی که اشتباه طرح کرده را درست میکند دلش بخواهد نه.
اما این دانشجو است که باید برنامه ریزی کند و برای تک تک ساعت هایش برنامه بریزد که بتواند به موقع تمام کند. که بتواند به تمام درس هایش برسد. که بتواند نمره ی خوب و معدل بالا بیاورد. که بعضا به کارهایش هم برسد و بتواند خرج زندگیش را در بیاورد. که این درس را نیفتد، که اگر بیفتد یک سال دیرتر درسش تمام میشود..
درست است استاد، در بین آن 70 چشمی که سر کلاس به شما دوخته میشود، دانشجوهایی هستند که خرج خانواده روی دوششان است، دانشجوهایی هستند که واقعا به درس گوش میدهند تا یاد بگیرند، همه ی دانشجو ها بد نیستند. از بین ما خوب هم پیدا میشود.
اما نمیدانم چرا اکثر استاد ها فکر میکنند هرچه بیشتر لج کنند بهتر است؟ نمیدانم چرا استادها توقع زیادی از دانشجو دارند؟ میگویند دانشجو باید درس بخواند،ولی آیا دانشجو نباید زندگی کند؟
اینکه آموزش برنامه ی امتحانی را جابجا کند، اینکه استاد اوایل ترم کلاس را کنسل کند و دو روز مانده به میان ترم به طور فشرده جبرانی بگذارد، اینکه با لجبازی بگوید میخواهد اضافه بر چیزی که در برنامه ای که اول ترم به شما داده اند درس بدهد و در میان ترم امتحان بگیرد...این ها به دانشجو ربطی ندارد.
دانشجو فقط باید قبول کند که دو روز دیگر میان ترم دارد و تا روز قبلش تا ساعت 5 باید دانشگاه باشد. استاد نه جزوه بدهد و نه بگذارد کسی وویس بگیرد و تاکید کند از روی رفرنس بخوانید که هر فصلش حداقل 50 صفحه است. و تازه، دو روز مانده به امتحانش 2 فصل سنگین درس بدهد.
ولی این ها که به دانشجو ربطی ندارد، دانشجو باید درس بخواند، دانشجو وظیفه اش درس خواندن و نمره ی خوب گرفتن است.
سوالی که پیش می آید این است که چرا دانشجوها از درس خواندن دلسرد میشوند؟
هدف دانشگاه رفتن، نمره ی بالا گرفتن است یا یاد گرفتن؟
برچسب:
نویسنده: آروین سلیمانی